محمد تقي جعفري
76
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
تخريب ناشى از فساد گردانندگان تمدن و فرهنگ مىباشد ، يعنى بدون آنكه جوامع ديگرى با عامل قدرت آنها را به سرازيرى سقوط بكشاند ، از درون خود آن تمدن يا فرهنگ سستىها و شكستگىها بوجود مىآيد . خطر اين حركت تخريبى شديدتر از نوع يكم مىباشد ، زيرا عامل حركت تخريبى نوع يكم خارجى بوده و تا مدّت نامحدودى با عامل مقاومت درونى گردانندگان تمدن و فرهنگ ضعيف روياروى قرار مىگيرد و چه بسا كه همان عامل مقاومت تدريجا تشديد شده و بكمك حوادث تاريخى خود را از انهدام و شكست قطعى نجات بدهد . 4 . حركت آزادانه رو به تخريب و انهدام در حركت آزادانه رو به پيشرفت ، گفتيم كه اكثريت جامعه در هر گونه حركت و تحولى كه قرار بگيرد ، چه رو به پيشرفت و چه رو به تخريب ، همواره محروم از آگاهى و اختيار مىباشد و افرادى كه از آزادى در حركت و تحول برخوردار ميشوند ، در اقليّتى هستند كه حتى مىتوان گفت : در هيچ دوره اى از شمارهء انگشتان تجاوز نمىكند . در حركت تخريبى هم افرادى كه با احساس آزادى و هشيارانه تن به حركت تخريبى بدهند ، كاملا در اقليت خواهند بود . تفاوتى كه ميان دو اقليت ( اقليت آزاد در حركت پيشرفتى و اقليت آزاد در حركت تخريبى ) وجود دارد ، اينست كه اقليت آزاد در حركت پيشرفتى . خردمندترين و با فضيلتترين افراد جامعهء خود مىباشند و اقليت آزاد در حركت تخريبى مضر ، نادانترين و بىشرافتترين افراد جامعه را تشكيل مىدهند . 5 . حركت جبرى در مسير نسبتا ثابت مقصود ما از اين حركت ، عبارت است از جريان عادى روابط سه گانهء كلَّى ( طبيعى ، روانى ، قراردادى ) كه تحت تأثير عوامل دگرگون كنندهء بيرونى و درونى قرار نگرفته باشد ولى مسلم است كه هيچ جامعه اى مخصوصا در حال ارتباط با جوامع ديگر نمىتواند از نوعى دگرگونى تكاملى يا سقوطى يا دگرگونى